
• تاكنون تجربه كار با گروههای خارجی داشتهايد؟
تجربة كاري محدودي با گروههاي خارجي داشتهام ولي ترجيح ميدهم در سينماي خودمان مفيد باشم. در سريال مدار صفر درجه مدت چهار ماه، تجربة حرفهاي خوبي با گروه توليد مجارستاني در بوداپست داشتم كه نقدهاي خوبي در زمينة طراحي اين كار در مجلههاي سينمايي آنها چاپ شد.
• تفاوت كار ما با آنها چيست؟ كلاً در طراحی صحنه و لباس در سينمای جهان كجا قرار داريم؟
تفاوت طراحي صحنة فيلمهاي ما با آنها به اختلاف ميان رويكرد اساسي و بسيار قانونمند و حرفهاي آنجا به كار، و رويكرد سنتي و تجربي سينماي ما برميگردد. مثلاً آنها در همان مرحلة طولاني تدارک توليد، در همة موارد بحث و بازنگري جدي ميکنند تا جايي براي شتابزدگي، سوءتفاهم و بهاصطلاح بدفهميهاي گروه سازنده نباشد. بعد هم در مدتي كوتاه، طبق برنامه، فيلمبرداري ميكنند. متأسفانه در سينماي ما همه چيز به صورت بداهه و اتفاقي و در زماني بسيار فشرده شكل ميگيرد، طوري كه تا آخرين لحظه نميداني اين محل كه در آن دكور ميسازي تا چه زماني در اختيار تو و گروه ات خواهد بود. در سينماي ما بيشتر چيزها بر اساس شانس و اتفاق پيش ميرود. در فيلمهاي تاريخي كه كار طراح، خلق فضاهاي گذشته و بسيار دور از زندگي معاصر است، مشكل پيچيدهتر ميشود. طراح بايد در زماني محدود، فضاهاي آن دورة بهخصوص را بر اساس تحقيقهاي گسترده و وقتگير در زمينة همه چيز، مانند معماري، فرهنگ و غيره و در نهايت با برداشت و تخيل شخصياش، تجسم و خلق كند. اما در سينماي جهان، طراح با در اختيار داشتن تكنولوژي جديد و پيشرفته در زمينة جلوههاي بصري و برنامههاي حيرتانگيز كامپيوتري مجبور نيست اسير ساخت دكورهاي پيچيده در استوديوها به سبك قديم باشد. تمامي طرحهاي فيلم را به كمك كامپيوتر، نقاشي و خلق و در آخر به لحاظ رنگ و بافت تصحيح ميكنند. اين روش از نظر زماني و مالي بسيار بهصرفهتر است. طراح، همة ايدههاي غيرممكن خود را به لحاظ بصري با كمك صدها متخصص در هر زمينة كاري ممكن ميكند، تا جايي كه با ديدن اين فيلمها درميماني كه اين همه كار و فضاسازي براي هر نما، كار خلاقة طراح است يا كار متخصصهايي كه به كمك تكنولوژي و كامپيوتر، آنها را خلق كردهاند. سينماي تاريخي ما در خلق فضا و معماري به اين تكنولوژي محتاج است و در صورت تأمين اين نياز، فيلم به فيلم، فكرهاي نو و بديع در تمامي جنبههاي بصري فيلم خلق ميشود.

• دكورهای پرچمهای قلعه كاوه كجا ساخته شد؟ هر اپيزود دكور خاص خود را داشت...
مهمترين عاملي كه باعث شد طراحي اين فيلم را قبول كنم، خط اصلي داستان فيلم بود كه خيلي من را تحت تأثير قرار داد.شخصيتي تاريخي به نام ميرقباد كه خيلي هم كم دربارة او اطلاعات داريم،صاحب چاپخانهاي است و قرآن را هنرمندانه تذهيب و صفحه آرايي ميكند تا در بدو ورود امام رضاع آن را تقديم ايشان كند. طراحي صحنه و لباس اين فيلم كه داستانش در مقاطع تاريخي مختلف ميگذشت، كاري سنگين و دقيق بود و احتياج به زمان پيشتوليدي حداقل هشت ماهه داشت، اما كار بايد در حدود سه ماهونيم بهسرعت انجام ميشد. به نظر ميرسد بايد با اين سرنوشت ابدي و ازلي در كارهايم بسازم. دكورها، لباسها و اشياي مختلف بايد در همين زمان فشرده، طراحي و در شهرك غزالي ساخته ميشد. دكورها شامل ميدانچه، كوچه و بازار شهر مرو، خانة ميرقباد، چاپخانهاش، رصدخانه، خانة ماهيگير و ميدانچهاي در سواحل مديترانه مربوط به دوران جنگ صليبي و... در شهرك به صورت پرتابل و موقت ساخته شد. قلعة كاوه نيز چون حتي به صورت نيمهويرانه هم موجود نبود، قرار شد قسمت بيروني و داخل آن ـ شامل برج و باروهاي بلند، اتاقها، اصطبل و ميدانچهاش ـ به صورت كامل و ماندگار ساخته شود. هزينة اصلي دكور هم در واقع صرف همين لوكيشن شد. بيشتر حوادث و جنگهاي فيلم در اين محل اتفاق ميافتد و بايد به لحاظ انتخاب مواد و مقاومت مصالح و ماندگاري بسيار دقت ميكرديم، چون بايد سنگيني ابزارهاي جنگي و سربازهاي مغول را در حال جنگ بر روي برج و باروهايش تحمل ميكرد و البته هنوز هم در شهرك موجود است.
• منابع تحقيقتان چه بود؟
تحقيق و بازنگري در فرهنگ و معماري گذشته به طور مستمر در طول فعاليتم در سينما وجود داشته است. برداشتها و نگاهم به تاريخ در قالب دكور و لباس چيزي نيست كه مختص اين فيلم باشد. سينما و فيلمسازي فقط وسيلهاي است كه بتوان اين طرحها و فكرها را اجرا كرد. فيلمنامة تاريخي بهمراتب دشوارتر و حساستر از فيلمنامههايي با فضاي معاصر است و فيلمنامهنويس بايد اطلاعات وسيعي در زمينههاي هنري، فرهنگي و تاريخي داشته باشد، مثلاً در زمينة معماري و فرهنگ عامه و غیره، تا بتواند روند داستان و شخصيتها را به شكلي درست و منطقي بر بستر يك دورة تاريخي قرار دهد. او ميتواند به طراح فيلم كمك كند تا اين فضاهاي مجازي به طور باورپذيري به تصوير درآيند.
• طراحی دكورها و لباسها در آثار تاريخی تا چه حد زاييده ذهن شماست؟
هميشه نخستين پرسش من از هر كارگرداني اين است كه در كار من چه ديده كه مرا انتخاب كرده است. معتقدم كه طراح فيلم (Production Designer) ـ و نه عبارت غلط «مدير هنري» كه به عنوان معادل Art Director استفاده ميشود ـ گذشته از دانش و تبحر و ديدگاه شخصي در حرفهاش، تنها مسئول اصلي خلق فضاي بصري است، و البته ميتواند با كارگرداني كه اهل هنرهاي تجسمي است و از قبل دورنمايي كلي از جنس و حال فضاي فيلمش در ذهن دارد، مشورت كند. حضور يك طراح در فيلم وقتي مفيد است كه بتواند فكرهاي اصيل بصرياش را در قالب داستان فيلم بگنجاند. بدترين شكل اين حرفه وقتي است كه طراح فقط مجري ايدههاي كارگردان باشد. هر فيلم و سريال تاريخي بر اساس نوع رويكرد فيلمنامهاش، سبك خاص طراحي صحنه و لباس خود را طلب ميكند. فيلم پرچمهای قلعه كاوه يا سريالهاي تنهاترين سردار و ولايت عشق به دليل نوع ديالوگنويسي، روند داستان، شخصيتها و نگاه فيلمنامهاش به تاريخ، احتياج به طراحي فضايي كلاسيك ـ به سبك فيلمهاي تاريخي دهة 1960 ـ كه براي تماشاگر قابل باورتر باشد، دارد. در صورتي كه اين ممكن است با سليقه و سبك بصري من و نگاهم به عنوان طراح به تاريخ، به طور كامل در تضاد باشد. اما به هر حال اصول حرفهاي سينما حكم ميكند كه سعي كنيم بر اساس ضرورتهاي فيلمنامه و نيازهاي كارگردان، فضايي را بسازيم كه در درجة اول هماهنگ با فيلم باشد.
• فضای چاپخانه و رصدخانه و جزييات آنها چه قدر به واقعيت نزديك بوده است؟
تحقيق بر اساس تنها مدارك و اطلاعات تصويري باقيمانده در كتابهاي هنر و علوم اسلامي و ابزارهاي قديمي در مينياتورهاي ايراني و كشورهاي مجاور و موزهها انجام گرفته است. البته فضاي دكورها به صورت تخيلي و بر پاية برداشتهاي شخصيام از رصدخانه و تجسم عملكردش شكل گرفت. در صحنة كارگاه كاغذسازي در چاپخانه و صحافي ميرقباد، بيشتر منابعام براي طراحي و بازسازي شكل لوازم و ابزارهاي قديمي ساخت كاغذ و دستگاه پرس كاغذ و... كتابهاي هنري و موزههاي كشور چين بود. بقية فضاي داخلي كارگاه نيز بر اساس نياز و ضرورتهاي فيلمنامه و كارگردان و نيز تخيل خودم طراحي شد و سعي كرديم براي تماشاگر باورپذير باشد.

• چرا گاهی در آثار تاريخی، دكورها تصنعی به نظر میرسند؟
اگر معتقد باشيم كه فيلمسازي، كاري گروهي است كه در نهايت با همكاري و همفكري جمعي با يكديگر انجام ميشود، مشكل تصنعي بودن دكورها و فضا ايجاد نخواهد شد. همان طور كه چهرهپردازي شخصيتها مكمل طراحي لباس است، نورپردازي منطقي و صحيح مدير فيلمبرداري هم ميتواند مكمل صحنه و دكور باشد. به اين ترتيب، فضاي فيلم قابل باور به نظر ميرسد. در دنياي امروز با فيلمسازي ديجيتالي ميتوان راشهاي گرفته شده را به كامپيوتر داد و با كمك صدها برنامه، فضاي فيلم و دكورها را به لحاظ رنگمايه، جنس بافت، نوع نورپردازي و... آنقدر تغيير داد تا به فضاي مطلوب رسيد.
• بعضیها میگويند ايرج رامينفر وسواس گذشتهاش را كمتر دارد.
تعجب ميكنم. در حدود چهار دهه كار طراحي در سينما و تلويزيون تاكنون هميشه به خاطر وسواسهاي مستمر در كارم با اعتراض تهيهكنندگان و گاه حتي كارگردانها مواجه شدهام. بله، شايد در فيلمي اصلاً فرصت براي وسواس نداشتهام! به هر حال يك فيلم خوب را يك فيلمنامة باارزش و يك كارگردان آگاه ميسازد و عوامل ديگر همگي فقط كمك ميكنند تا فيلم بهتر جلوه كند.
ماهنامه فیلم/شماره ۳۸۵