نکات جشنواره ای(9)

زمزمه با باد:

زمزمه با باد نخستين فيلم شهرام عليدي است كه فيلمش را در كردستان عراق ساخته. فيلم درمورد مردي است كه در دوران صدام پيغام مردم را ضبط مي‌كند تا به اطلاع بستگان آن‌ها برساند و به نوعي پيام رساني مي‌كند. او صداي هر كه را مي‌رساند در بازگشت مي‌بيند آن خانواده توسط نيروهاي عراقي كشته شده و حتي همسـر و خانه خودش هم از بين رفته‌اند. او صداي نوزادي را كه پدرش خواسته پس از تولد آن را ضبط كند، با خود مي‌آورد اما مرد را نمي‌يابد و صدا را به راديوي منطقه مي‌دهد تا شايد پدر صدای نوزاد را بشنود. فيلم‌ساز كه قصد دارد در دل كوه و دشت كردستان به اثر شاعرانه‌اي برسد، با كمك فضاسازي و البته فيلم‌بردار با ذوقش تورج اصلانـي به تصويرهاي زيبايي هم رسيده و ايده جذابي را طرح مي‌كنـد، اما قصـه كشش يك فيلم بلنـد را ندارد. در فيلم مردي را مي‌بينيم كه راديو ها را درست مي كند. او را مي‌گيرند و به درختي مي‌بندند كه راديوها از شاخه‌هايش آويزان است. او كه ديگـر نايـي براي ايستادن نداردبا صداي گريه بچه كه معنايي از زندگي است جان مي‌گيرد تا پايان فيلـم در ذهـن ماندگـار شـود.